er 20
08 Italian Caressinggoodlookingmomanddaughter Reisipaketid Canazei Img Images Katcha Fire Indiana Adventure Racing Caressing Good Looking Mom And Daughter" href="http://italian.caressinggoodlookingmomanddaughter.com/feed//reisipaketid/canazei/img/_images/katcha-fire/indiana-adventure-racing.html" />
er 20
08 Italian Caressinggoodlookingmomanddaughter Reisipaketid Canazei Img Images Katcha Fire Indiana Adventure Racing Caressing Good Looking Mom And Daughter
er 20
08 Italian Caressinggoodlookingmomanddaughter Reisipaketid Canazei Img Images Katcha Fire Indiana Adventure Racing Caressing Good Looking Mom And Daughterگفتم: تو بانوی شبهای روشن منی
گفت: تو هم سنگ صبور شبهای تاریک منی
پ.ن. حال بانو الف خوب نیست. برایش نگرانم.
پ.ن. دوم. گرچه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود.
دختر همسایه امروز زنگ زد به من که هنوز سفرم تمام نشده بود. گفت: کی برمیگردی خونتون؟ پرسیدم: چرا؟ گفت: پیانو تمرین کنی. گفتم: مگه صداش پایین مییاد؟ گفت: آره، زود بیا دلم صدای پیانو میخواد. بعد فکر کردم با این شنوندگان جدی مگر میشود تمرین کرد؟ میترسی جایی را اشتباه کنی، آنوقت ریسمان آبی خیالش پاره شود. کسی حق ندارد ریسمان خیال بچهها یا حتا آدمبزرگها را پاره کند. این خیلی مهم است که به دنیای خیالی و رویاهای دوستانمان احترام بگذاریم.
آن روزها تو تازه به آرامش رسیده بودی. همه یادت میکردند و خاطرت را در آن کفن سرد و سفید آشفته. آن روزها نخواستم مزاحمت شوم. خواستم آرام بخوابی. هر کس و ناکسی برایت مرثیه نوشت و بر گردهات با دشنهای سرد آواز یادبود خواند. زخم زبانهایشان درد داشت میدانم. امروز بیش از شصت آفتاب از آن شب جمعه میگذرد و دیگر کسی یادت نمیکند. شاید رفتهاند دنبال کار و زندگی خودشان. سرت خلوت شده است، گذاشته بودم تا در چنین شب بارانی یادت کنم.
حرفهای تکراری را آنها گفتهاند، من اما خواستم بگویم دوستت داشتم و دارم. تو را و حمید هامون را. یادم نمیرود با آن تفنگ بزرگ و سرد از پنجرهی روبهرو مهشید را دزدکی نگاه میکردی و زیر لب میخواندی: دوستت دارم دوستت دارم و بعد شلیک به طاق پنجرهی روبهرو که مهشید ایستاده بود.
اکنون من، کنار پنجرهی سیاه ابدیتی جاودانه که تو در آن سویش هستی و دنیای زیبای رنگارنگ؛ پر از آدمهای عجیب و غریب و رودهای خروشان و درههای عمیق و غروبهای قرمز این سو؛ ایستادهام. تو را نگاه میکنم، زیر لب میگویم: دوستت دارم. دوستت دارم.
+ خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
مولانا
+ تیتراژ آغازین فیلم ( ساخته ناصر چشم آذر ، بر اساس تمی از باخ )
+ دیالوگ: هامون و مهشید
+ دیالوگ: هامون و علی عابدینی
از طریق: The Music Box
uDream Land | Octob
er 20
08 Italian Caressinggoodlookingmomanddaughter Reisipaketid Canazei Img Images Katcha Fire Indiana Adventure Racing Caressing Good Looking Mom And Daughterd t t Caressing Mom c c Mom And
oDream Land | Octob
er 20
08 Italian Caressinggoodlookingmomanddaughter Reisipaketid Canazei Img Images Katcha Fire Indiana Adventure Racing Caressing Good Looking Mom And Daughterv f And Caressing Looking